پیمان زمانی وکیل پایه یک دادگستری
وبلاگ حقوقی پیمان زمانی

 
تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴

روانشناسی اقناع در دادگاه

پیمان زمانی

وکیل دادگستری

موضوع « اقناع » دست‌ کم از منظر شخصی خود من، یکی از جذاب ‌ترین حوزه‌های پژوهشی ، کاری و فکری در حرفه وکالت و دادرسی است؛ زیرا یکی از اصول مهارت‌های شغلی ما به ‌عنوان حقوقدان و وکیل محسوب میگردد. به همین دلیل، همواره وقت قابل ‌توجهی صرف می‌کنم تا «قواعد اقناع» را شناسایی و نظام‌ مند نمایم و حتی در اندیشه تألیف کتابی در این زمینه هستم

رسیدگی قضایی، در جوهره خود، همواره فرایندی مبتنی بر « تصمیم‌گیری » است در این خصوص، من به ‌ویژه به نظریات برخی روان‌شناسان و اقتصاددانان آمریکایی علاقه‌مندم که معتقدند انسان از دو نظام تصمیم‌گیری بهره می‌برد

نظام نخست، نظام شهودی و سریع است؛ مانند زمانی که با مشاهده یک تصویر، بی‌درنگ درمی‌یابیم فردی ناراضی است، بی‌آنکه کوچک‌ترین تلاش ذهنیِ آگاهانه‌ای انجام دهیم.

نظام دوم، نظام تحلیلی و کندتر است؛ مانند هنگامی که محاسبات پیچیده انجام می‌دهیم یا اسناد و دلایل را در دادگاه تحلیل می‌کنیم. این شیوه تصمیم‌گیری انرژی ذهنی بیشتری می‌طلبد و برای انسان دشوارتر است.

قضات نیز، همچون سایر انسان‌ها، روزانه با صدها تصمیم مواجه‌اند. از این ‌رو طبیعی است که در برخی موارد، تصمیم‌ها به‌ صورت خودکار و مبتنی بر الگوهای ذهنی شکل‌گرفته اتخاذ شود دقیقاً در همین نقطه است که « داستان‌پردازی حقوقی » اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا روایت منسجم ما کمک شایانی می‌کند تا ذهن و ادراک قاضی با روایت حقوقی ما همسو گردد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد هنگامی که فردی داستانی را روایت می‌کند، الگوهای فعالیت مغزی او و شنونده به‌طور همزمان و هماهنگ فعال می‌شود. نتیجه این است که داستان بهتر در حافظه می‌ماند، پیوند عاطفی برقرار می کند و حقایق پراکنده در قالب روایتی واحد و منسجم سامان می‌یابد.

در فرآیند دادرسی، هر یک از طرفین دعوا، با تکیه بر ادله‌ای کم‌ و بیش مشابه، روایت متفاوتی از واقعیت عرضه می‌کنند و قاضی نیز بر اساس همین روایت‌ها، جهان پرونده را به‌گونه‌ای متفاوت ادراک می‌کند. بنابراین هدف ما این است که داستان پرونده را به نحوی روایت کنیم که قاضی بتواند موضوع را از زاویه دید ما مشاهده کند.

به باور من، روایت پرونده باید از همان ابتدای طرح دعوا شکل بگیرد؛ حتی پیش از نگارش نخستین لایحه ، چرا که این روایت باید مانند «رشته‌ای نامرئی» در تمامی اقدامات، اسناد و استدلال‌های ما استمرار یابد. همچنین معتقدم که این داستان حقوقی باید حتی در جلسه مقدماتی نیز مطرح شود؛ زیرا قضات با حجم انبوهی از پرونده‌ها مواجه‌اند و در بسیاری موارد، نخستین تصویر ذهنی آنان از دعوا از خلال توضیحات ابتدایی وکلا شکل می‌گیرد این مقطع، بهترین زمان برای جهت ‌دهی صحیح به ذهن قاضی است.

در ادامه توضیح خواهم داد که چگونه می‌توان از طریق طرح پرسش‌های هدفمند از موکل، روایت پرونده را ساخت، و اینکه چرا تنظیم خط زمانی وقایع اهمیتی اساسی دارد و نیز چرا لازم است همزمان به قانون، عدالت و حسِ « باورپذیری انسانی روایت » توجه کنیم.

آنچه مشخص است قاضی تنها به نص قانون واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه احساس درونی او نسبت به انصاف و معقول‌ بودن روایت نیز نقش مهمی در تصمیم‌گیری او دارد. اگر صرفاً به مواد قانونی تکیه کنیم، اما روایت ما از نظر انسانی و واقع ‌نگرانه قانع‌کننده نباشد، ممکن است قاضی به‌ صورت ناخودآگاه در برابر آن مقاومت نماید.

به همین دلیل، آنچه ما در دادگاه ارائه می‌کنیم، صرفاً ماده و تبصره نیست؛ بلکه روایتی زنده و پویاست که قاضی آن را در ذهن خود می‌بیند و در نهایت همین روایت می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری رأی قضایی ایفا نماید.


برچسب‌ها: روانشناسی اقناع, دادگاه, استدلال, پیمان زمانی

ارسال توسط پیمان زمانی

اسلايدر