کارنامه
پیمان زمانی
وکیل دادگستری
در این متن، «کارنامه حرفهای» به عنوان فرایندی مستمر در نظر گرفته شده که فرد را از یک وضعیت به وضعیت دیگر منتقل میکند. ریشه واژه صرفاً اشارهای تاریخی دارد، اما نکته اصلی این است که کارنامه را باید فرایند و جریان دانست، نه موقعیت لذا برای تحلیل، دو چارچوب نظری بهکار گرفته میشود در سنت فکری، کنش انسانی هدف مند و در نگاه اگزیستانسیالیستی، معنا در جریان حرکت و انتخابهای تکرارشونده شکل میگیرد.
بر این اساس، کارنامه حرفهای در دو سطح و پارادایم قابل تفکیک است
1-پارادایم حرکت ، اما بدون الزام به جهت صعودی یعنی تغییر نقشها، جابهجایی میان موقعیتها، تصمیمگیریهای مرحلهای و تجربههای شغلی که بهصورت پیوسته فرد را از وضعی به وضع دیگر منتقل میکند.
2-پارادایم سرمایه یعنی تجمیع تدریجی مجموعهای از توانمندیها شامل مهارت، تجربه عملی، شبکه ارتباطی، اعتبار حرفهای و دانش ضمنی که این انباشت در اثر تداوم فعالیت حرفهای شکل میگیرد و ماهیت فرایندی دارد.
درک این دو سطح نشان میدهد که کارنامه در بسیاری از فرهنگها یک ارزش اجتماعی نیز تلقی میگردد. بااینحال، پذیرش این ارزش اجتماعی بدون تحلیل میتواند فرد را در معرض چند خطر قرار دهد.
اولین خطر قرار گرفتن در مسیر دیگران است فرد ممکن است بدون تصمیمگیری آگاهانه در مسیری قرار گیرد که محصول انتظارات اجتماعی یا ساختارهای حرفهای دیگران است، از توصیههای به ظاهر انگیزشی تا معیارهای ثابت شدهٔ پیشرفت که به ما میگوید: «چرا رشد نمیکنی؟ چرا فلان دوره را نمیگذرانی؟ چرا هنوز به مرحلهٔ بعد نرفتهای؟ و اجازه نمی دهند بر اساس ترجیحات و ظرفیتهای شخصی خود رشد کند.
در حرفه وکالت مسیر رسمی بسیار محدود است کارآموز و بعد وکیل پایه یک اما فشار برای پیشروی ادامه دارد، حتی در مواردی که شرایط فردی و اهداف شخصی چنین پیشرویای را ضروری نمیدانند.
خطر دوم زمانی رخ میدهد که فرد بخواهد مسیر حرفهای متمایزی طراحی کند، اما توان تحلیل، برنامهریزی و هدایت کافی برای این کار نداشته باشد. مسیرهای رایج، هرچند ممکن است محدودکننده باشند، اما از پیش آزموده شدهاند. مسیرهای فردی جدید نیازمند ارزیابی دقیق، مهارت تصمیمگیری و توان مدیریت ریسکاند.
خطر دوم در شرایطی بروز میکند که فرد بخواهد مسیر حرفهای متمایزی بسازد اما فاقد مهارت تحلیل، برنامهریزی یا مدیریت ریسک باشد. مسیرهای رایج هرچند محدودکنندهاند، اما آزموده شدهاند. مسیرهای فردی جدید نیازمند توان هدفگذاری، ارزیابی پیامدها و کنترل مخاطرات هستند. نبود این توان، احتمال خطای راهبردی را افزایش میدهد.
خطر سوم رکود ناشی از فقدان مسیر است برخی از وکلا مسیر حرفهای مشخصی ندارند؛ نه هدفی تعریف شده، نه برنامهای برای گسترش مهارت این وضعیت، حتی اگر در کوتاهمدت مشکل ایجاد نکند، در بلندمدت موجب کاهش رضایت شغلی، تضعیف انگیزش و محدود شدن تجربه یادگیری میشود. لازم به ذکر است در این متن، «معنا» بهصورت تجربه جهتدار زیسته بهکار میرود و ناظر بر برداشتهای متافیزیکی یا ارزشی نیست.
ارزشهای مسیر حرفهای
1-تقویت توان هدفگذاری
داشتن مسیر حرفهای، توانایی فرد را در تعریف هدف و تشخیص مراحل رسیدن به آن افزایش میدهد. این توان برای وکیل ضروری است، زیرا او باید بتواند هدف دعوا، مسیر محتمل و حدود امکانپذیری را برای موکل مشخص کند. نبود این توان، منجر به تصمیمهای واکنشی و فاقد جهتگیری میشود.
2-افزایش توان هدفگذاری و سازماندهی
وجود مسیر حرفهای، توانایی فرد را در تعیین هدف، تشخیص گامهای لازم و ارزیابی مراحل پیشرفت تقویت میکند. این مهارت برای وکلا اهمیت خاص دارد؛ زیرا در مواجهه با یک پرونده، وکیل باید بتواند هدف دعوا، مسیر محتمل و محدودیتهای عملی را مشخص کند. نبود این توان، به تصمیمگیری پراکنده و فاقد انسجام منجر میشود.
3-ایجاد انسجام شناختی
داشتن مسیر شغلی، موجب انسجام شناختی میشود؛ به این معنا که فرد میتواند فعالیتهای روزمرهٔ خود را در ارتباط با یک هدف بزرگتر ارزیابی کند. آگاهی از قرار داشتن در مسیر، حتی قبل از دستیابی به نتیجهٔ نهایی، به تمرکز و ثبات روانی کمک میکند. این امر بهویژه در مشاغلی با فشار تصمیمگیری بالا مانند وکالت اهمیت دارد.
وجود هدف و مسیر بهطور طبیعی احتمال شکست را نیز به همراه دارد. در حرفهٔ وکالت، گاهی ظهور یک مدرک جدید یا تصمیم غیرمنتظرهٔ دادگاه میتواند فرایند دفاع را دگرگون کند. مدیریت شکست در این موقعیتها نیازمند حفظ تعادل شناختی است. ثبت و بازخوانی موفقیتهای گذشته ــ بهعنوان دادهٔ تجربی در مدیریت این وضعیت مؤثر است. این روش در روانشناسی کاربردی با عنوان «لنگرهای شناختی» شناخته میشود. یعنی ثبت و بازخوانی دادههای مربوط به موفقیتهای گذشته است.
مسیر حرفهای به فرد اجازه میدهد دستاوردهایی مانند درآمد، اعتبار حرفهای، موقعیت اجتماعی یا اثرگذاری را بهصورت مرحلهای و قابل ارزیابی برنامهریزی کند. تقدمبندی این اهداف، تصمیمگیری حرفهای را ساختیافتهتر میکند و ارزیابی نتایج را امکانپذیرتر میسازد.
مسیر حرفهای و تفاوتهای جنسیتی
پرسش مربوط به تفاوت زنان و مردان در ساخت مسیر حرفهای، عمدتاً ناشی از تفاوتهای فرهنگی و ساختاری است نه تفاوتهای زیستی. در این متن، واژههای «زنانه» و «مردانه» صرفاً برای اشاره به الگوهای فرهنگی رفتار بهکار میروند.
در بسیاری از سازمانها، مسیرهای شغلی بر اساس الگوهای رفتاری مردانه طراحی شدهاند. در نتیجه، زنانی که در این ساختارها پیشرفت میکنند، ممکن است بهطور ناخواسته رفتارهایی مطابق آن الگوها اتخاذ کنند. بااینحال، نمونههای قابلتوجهی وجود دارد که نشان میدهد زنان میتوانند مسیر حرفهای خود را بر پایهٔ شیوههای متفاوتی سامان دهند؛ شیوههایی مبتنی بر هماهنگی، تعامل، انعطاف و مدیریت غیرتقابلی. این سبکها، در صورت کارآمدی، میتوانند بهعنوان راهبرد حرفهای مستقل تلقی شوند.
جمعبندی
ممسیر حرفهای ذاتاً واجد ارزش مثبت یا منفی نیست. کیفیت آن به نحوهٔ انتخاب، طراحی، ارزیابی و اصلاح آن بستگی دارد. پرسشهایی مانند:
- هدف من چیست؟
- دستاورد مورد انتظار کدام است؟
- نقش فشارهای بیرونی در تصمیم من چیست؟
- و هزینه انتخاب من چه خواهد بود؟
نقطه آغاز تحلیل هر مسیر حرفهای هستند. در این چارچوب، کارنامه حرفهای زمانی معنادار خواهد بود که فرد بتواند جهت، هدف و نتیجهٔ آن را با معیارهای شخصی و حرفهای خود سازگار کند.
برچسبها: کارنامه حرفه ای, وکلای دادگستری, کارآموز وکالت

